تبليغاتX
جنبه داشته باشیم

آورده اند که روزی شیخنا جیم دال ب (دامت وبلاگاته) پیمانه غیبت را لاجرعه سر کشیدی و حاجی حاجی را به مکه همی پیوند بدادی.در شهر همی ولوله افتاد که وای...شیخنا خرخوانی را به الافی ترجیح داده و زبانمان لال به بچه آدمی شبیه همی بشده...اما بهی زیال خاطل!
جمعی از اصحاب او را در حالی بدیدندی که سخت مشغول شلنگ و تخته پراکنی بود و مغروق اندر شعف و شادی.به قدری شاد که اصحاب را حالی دست داد که دامنشان فی المجلس از دست برفت که هیچ متاسفانه اتفاقات دیگری افتاد که موجبات رسوایی بود!
اصحاب که با هزار بدبختی خود را جمع کرده بودندی به نزد شیخ برفتی و او را تمسخر بکردیدندی همی که خرخوان ها را میگیرند..هی هی...! اما جیم دال ب بی آنکه خم به جایی از بدنش بیاورد شروع به خنده بکردی و بگفتی ای استکبار ننگت باد که همی اینچنین در مورد ما شایعات ضایع می سازی...فلذا جیم دال ب اصحاب را بغل بکردی و متاسفانه ما هم به ماتحت قضیه برسیدیم.
ا.ع:برای اطلاعات مزیدتر به رساله "الشیخ و الاصحاب" فصل "البغل الاول فی اواخر الغیبت" مراجعه بفرمایید.با تشکر

ب.ن:گفتم که تعطیل نمیشه ول نمیکنم.غیبت ما نشانه شخصیت ماست
ب.ن 13 آبان:هیچکس در خانه نمی ماند...همه با هم هجدهمین کنگره پروتز دندان!

+ زاييده ذهن محسن طيب - چهارشنبه ششم آبان 1388 - 8:51 |

اگر در ذهنتان کماکان حک شده باشد حکایتی نقل نمودیم چند درازی پیش (!) (شهریور ۸۷)  در همین وبلاگ که وصف حال اسفندیار خان رحیم مشایی (دامت توفیقاته فی الهرجا به جز دولتنا انشالله) همی بود و با در کردن بیانیه ای شدیداللحن استعفا و یا استعفا شده نموده گردیده شدن ایشان را خواستار شده بودیم که به جهات چپ و راست احدی اثر ننمود و بر اندام خاصی موثر واقع نگردید*. لیکن امروز که با حکم لابروبرگرد رهبری این مهم اتفاق افتاد بیانیه ای در رثای اسی خان و پرزیدنت کماکان محبوب و مطبوع خویش دارم باشد که رستگار شویم:
اسفندیار عزیزم
اکنون که این بیانیه را میخواهم بنویسم و اول به دوستان و بعد از طریق دوستان به مردم منتشر کنم چشم را یارای هدایت اشک به بیرون نیست و ناچار مقداری از اشک های تولیدی در غدد اشکی به همراه ترشحات سینوس هایم از دماغم و بیشتر مجرای سمت راستش به بیرون فواره میزند.
رحیم مشایی جان
آه اگر بدانی در تاریخ چون تو مظلوم چقدر داشته ایم و با فشار همه جانبه برداشته ایم میروی و خدایت را هم شکر میکنی که کار همینجا ختم به خیر شد و حامیان دولت عدل و مهرورزی خود وارد میدان نشدند تا ثابت کنند 24میلیون نفری چقدر به تو مهر می ورزند!
اسفندیارخان رحیم مشایی عزیز با همه این اوصاف شک نکن که هنوز هم مردم تو را شایسته تر از فلان و فلان و کروبی (!) میدانند برای خدمت.دل قوی بدار و سعی کن خاطره بدی که در ذهنمان حک کرده ای را با خدمت بی منت برطرف سازی.
                                                                بی آر تی خاوران خود الدلیل الترافیک ایها القالیباف 
                                                                                            جیم دال ب
                                                                                               مرداد 88

توضیح *:منظور گوش چژ و راست میباشد.فیلتورمان نفرمایید!


محمود احمدی نژاد عزیز
انتصاب مشایی را من , رئیس جمهور واقعی و پشت پرده کشور , هم انتظار نداشتم.اگر بدانی چقدر فشارشکن به خودم بسته ام تا بتوانم از فشار افکار عمومی خلاص شوم ! آخر خداوند پدرت را بیامرزد کرم داری؟! کرم داری یا دلت به حال محالفانت میسوزد که کاهی میدهی تا کوهی بسازند و آنقدر حرصمان میدهی که پای رهبری هم به قضیه باز شود؟!آیا در جیب مملکت به این بزرگی طلای ناب تری  از این مشایی پیدا نمیشود که او را از فرش به عرشت میبری و خون دل به خوردمان میدهی؟!خدایی خوشت می آید حجت الاشکال کروبی هم خودش را خیرخواهت بداند؟!مرد حسابی بیست و چهار میلیون نفری فریاد زدیم که مشایی را با همه خوبی هایش نمیخواهیم و حرف خودت را زدی؟!بزنم مماخت را مورد ترکیدن قرار بدهم؟
دکی جان!
قربان آن سهام عدالت و تحول اقتصادیت بروم که دود از ماتحت مخالفینت بلند کرده...لوکوموتیو قطار هسته ای بی ترمزت را الهی دستمال بکشم...بیا و یکم حواست را جمع کن... نگذار از تو هم نا امید شویم.به قول یارو گفتنی میخوامت با وجود همه این ها!
                                                                                   الدوم خرداد فی لای باقالی ها کماکان
                                                                                                           جیم دال ب
                                                                                                             مرداد 88

 

اسفندیاری که رحیمش مشایی بود (۱) ادامه مطلب>>>>


ادامه مطلب
+ زاييده ذهن محسن طيب - شنبه سوم مرداد 1388 - 10:29 |

جیم دال ب نیوز- طی اقدامی بی سابقه و بی ریا با حضور تعداد زیادی از دوستان و دشمنان جیم دال ب رسما نامزدی خود را جهت شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم اعلام نمود.به گزارش خبرنگارما در این مراسم جیم دال ب و هیئت همراهش به سوالات خبرنگاران جواب دادند که بخش هایی از آن را میذاریم این پایین که نخوانده از دنیا نروید به امید خدا...:
خبرگزاری ستاد انتخابات:آقای جیم دال ب حالا که حضورتون قطعیه لطف کنید بگید چه اسمی رو باید به عنوان اسم شما تو برگه های رای نوشت؟جیم دال ب به همه چیز شبیه میباشد الا اسم آدم.
جیم دال ب:شما خبرنگا خوبی هستی.بعدا بیا اتاقم کارت دارم.بعدی!
روزنامه کیهان:میگن شما از همین حالا رییس جمهور آینده اید...توضیح میدید لطفا؟
جیم دال ب:متاسفانه اینا جو سازی هاییه که جبهه های رقیب انجام میدن.وگرنه الآن یه چیزه آینده یه چیز جدا...من چه جوری الآن رئیس جمهور آینده ام؟بعدی
خبرگزاری العربیه: (به عربی) هذان الجزیرتان تنبان فی الپایین کشور ایران که حقیقتا مال مان دست شمان؟
جیم دال ب:یعنی چی؟یعنی جزیره های شما در تنبان ما هستند؟
العربیه:ههه...لا...تنبان ما فی الدستان شما!
جیم دال ب: خب تنبان شما رو نگه نداریم که اونم ازتون میدزدن...ما داریم از حیثیت اعراب دفاع میکنیم.باور کن...شما افسار خودتونو دست کسی ندید.بعدی!
بی بی سی:آریو اگری وبت دولت ائتلافی؟
جیم دال ب:والا دولت ائتلافی رو هر چی برادر رضایی توضیح دادن نفهمیدیم چه کوفتیه...فقط برای اینکه نری احیانا ضد من تبلیغ کنی باید بگم که دولت ائتلافی رو بعد انتخابات به سازمان گردشگری ملحق میکنم اگه انتخاب بشم.بعدی...خواهش میکنم فارسی سوال کنید پیلیز(!)
العربیه:الرجل حسابی...فکر کردی الخلق العرب خواببیدونون فی التختهم که اهانتهم اینجوری؟تنبانتی را در البیاورم؟
جیم دال ب:البخواب بابا...بعدی!
نامران کجف زاده:مردمای شهر من خاکستری ان....مردمای شهر تو چی شکلی ان؟
جیم دال ب:مردمای شهر من موسوی ان...مردمای شهر من کروبی ان...!(تکیه و استرس را هر جای بیت که دوست دارید بگذارید.به ما ربطی ندارد!)
واحد مرکزی خبر:انتقاد صدا و سیما رو میتونید تحمل کنید؟
جیم دال ب:قطع شدن بودجه و تعطیلی حقوق رو میتونید تحمل کنید؟
واحد مرکزی خبر:بعدی!

                                                  این گزارش بدجوری ادامه دارد

ب.ن با طعم بارسلونا:چلسی که سوراخ شد.به امید نابودی منچستر و رونالدو و اون فرگوسن گلابی تو فینال

+ زاييده ذهن محسن طيب - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 - 16:35 |

دو سال گذشت

به همین سادگی...به همین زاقارتی

"جیم دال ب" دوساله شد

+ زاييده ذهن محسن طيب - یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 - 23:3 |

مستند شوک مربوط به سایتای غیراخلاقی رو که مطمئنا همه دیدید.(دید)(دیدید!)معذرت میخوام چی؟نفهمیدم؟بادت نمیاد؟آهان...بذار اینجوری بگم...مستند بوق رو دیدی چند شب پیش پخش شد از شبکه سه؟آره همون...مستند بوق!واقعا جای تبریک داره...با یه تیر برادران مستند سازمون دو نشون زدن.هم شوک از نوع غیر اخلاقی (!) به مردم دادن هم کلی بوق حواله (بوووووق) ابرقدرت ها کردن!البته مثل همیشه افراد منتقدی که همیشه مثل بچه کوچولوها کارشون نق زدنه شروع به یاوه پراکنی هایی کردن که مثلا در شان رسانه ملی نیست که مستند بسازه توش بوق بزنه...یا اگه میخواد بوق بزنه خب یه کامیون بذاره تو تلویزیون بوق بزنه یا غیره...
بیت بوقی:آی آر آی بی که بوق میزد همه عمر...دیدی که چگونه فرتی بوق باد گرفت؟!

لازم میدونم از همینجا به همه این منتقدان (بوق) بگم که عزیزم این بوق ها اگه زده نمیشد که بچه تو میفهمید که منظور طرف سایت (بوق) میباشد و دیگه لازم نبود تو گوگل سرچ کنه و  فرتی میرفت بوق بوق بازی میکرد تو اون سایت.این اصلا هیچی...اصلا به فرض این بوق ها زده نمیشد.نمیگی این کوانون (جمع کانون)(با تشکر از توضیحات به موقع خودم!) گرم خانواده های محترم شب به شب پای چه برنامه ای به جز شوک باید میشستن تا لب خونی کنن؟سرگرمی خانواده هارو ازشون چرا میخوای بگیری؟اخه تو هم آدمی آیا؟اگه بوق نمیزد که خب 99 درصد جوونا و نوجوونا و دیگر اقشار جامعه میفهمیدن منظور همون سایتیه که شب تا صبح توش وول میخورن...فلذا برنامه دیگه براشون جذابیت نداشت و میرفتن دوباره میشستن پای ماهواره(۱) و تبلیغات لوازم آرایش میدیدن(۲) بعد میرفتن از باباهاشون پول میگرفتن(۳) میدادن لوازم آرایشی میخریدن(۴) که طبق اخبار 78 درصد این لوازم قلابی فاسد یا دارای کیفیت زاقارت بوده(۵) و ضمن کچل کردن کله پدران محترم به دلیل پیاده شدن مقداری پول(۶) 1 درصد دختران و 99 درصد پسران (جابه جایی نسل ها!) را نیز به عوارض ضایعی دچار می نماید(۷)(تو کجات منتقد تشریف داره؟هفت تا بلا سر مردم میاری با حرفات)...البته بر اساس اخبار رسیده ماهواره کاربرد های دیگری دارد که در راستای اینکه ما دلمان نمیخواهد فیلتر بشویم به ما چه!
فلذا در پایان نتیجه میگیریم که من راضی جوونا راضی انگشت ابرقدرت ها تو بوق آدم ناراضی.تبصره:در واقع ابرقدرت ها انگشت ندارند علاوه بر اینکه چشم دیدن پیشرفت ما را هم ندارند.منظورمان از بوق آدم ناراضی دهانش میباشد.با تشکر از خطوط قرمز!
>این چیزهایی که در پایین میخوانید مستند شوسک*به کارگردانی همینجانب میباشد که تقدیم درگاهتان* میگردد
(یه مرد کچل که البته سرش تو تاریکی صحنه چندان مشخص نمیباشد):
من یکی از کاربرای سایت (بوق) بودم که با نوشتن داستان های (بوق) احساسات (بوق) اعضای سایت (بوق) رو تحریک میکردم تا اونا برن تو (بوق) خونه شون بشینن (بوق) (بوق) (بوق)!
یه خانوم (بوق!) که از اعضای همون سایت (بوق) مذکور در بالا بود:
من اول به قصد تفریح تو سایتای (بوق) می چرخیدم و بچه ای نداشتم تا اینکه سایت (بوق) رو پیدا کردم.اولش گفت و گوهایی که تو تالارهای (بوق) بین اعضا بود رو میخوندم و میخندیدم و بچه ای نداشتم.ولی بعد چند وقت خودمم برای تفریح تو سایت عضو شدم و الآن چند وقتیه با بچه هام به صورت تفریحی بوق میزنم.
خبر فوری: تنظیم خانواده از یک واحد به 25 واحد افزایش یافت...دانشگاه جیم بریج
حرف های حامی مالی برنامه شوک (مستند بوق):
ما مفتخریم که اعلام کنیم همونطور که رب گوجه فرنگی اسپانسر مردان آهنین بود و تبلیغاتش رو تو چشم بیننده کرده و از اونجاش در میاورد بیرون ما کارمندان سایت بوق (دارای ایهام) هم حمایت مالی شوک رو بعهده گرفتیم و خوشحالیم که این برنامه نتیجه داد.هم مردم سرگرم شدن هم بازدید کننده های سایت ما سوژه خنده شون جور شد.با تشکر دوباره از خطوط قرمز و خانواده محترم رجبی!
 

*شوسک:شوک مخلوط شده با دو حرف اول کلمه ای که بوق میزدن جاش!

*درگاه:گیر ندید تورو خدا هویجوری گفتم!

اضافات در قالب ب.ن:ای آقا کی فکرشو میکرد من جیم دال ب هم یه روزی اینقدر غرق درس خوندن چونان حیوان نجیبی بشم که وبلاگ نویسی رو هم بی خیال بشم.ای آب دهان تمامی دانشجویان بر درس و دانشگ واه غیره.در راستای اینکه یه مدتیه مسائل و مشکلات رو مثل گوسفند در چراگاه جامعه ول کرده و این گوسفندان عزیز بی هیچ دغدغه ای مشغول چریدن علف های چراگاه که همانا مردم (ببخشید...مثال قحطیه) میباشند (ویرگول!) میباشند (خدائیش دیگه باید تا الآن فهمیده باشید که دو تا میباشند میباشد و هیچکدام تکرار شده نمیباشد) بر آن شدیم تا دوباره گندی به دنیای وبلاگ نویسی زده و مشکلی را نقد کنیم.باشد که رستگار شویم!

ب.ن مهم:لطفا لوگوی جدید رو خوب مورد عنایت قرار بدید.

ب.ن:جواب کامنت ها داده شد.ممنون از عنایت فجیعی که می نمایید!

+ زاييده ذهن محسن طيب - شنبه بیست و دوم فروردین 1388 - 16:59 |

در راستای طولانی شدن برگزاری جشنواره "فطق"(فیلم های طنز قیر قربی) و به خطر افتادن بیت المال جیم دال ب همین چند دقیقه پیش با گولی که به سر شرکت کنندگان مالیده شد طی عملیاتی اختتامیه به جای دیگر دوستان مالیده شده و جوایزهم به شرح ذیل اعلام شد.
بخش داخلی
بهترین بازیگر مرد: برادر میم.کروبی-بازیگر فیلم "مردانه آن جلوس (2):دیگرموقع شمارش آرا نمیخوابم "
جوایز:یک عدد راًی بلورین با نشان جیم دال ب-هزینه عمل جراحی فتق برای دو نفر-یک دستگاه گاری منقوش به مینیاتور
بهترین بازیگر زن: هادی ساعی مونث(مهروز)-بازیگر فیلم "ای برادر کجایی؟"
جوایز:یک فروند برادر مدال آور بلورین جهت تضمین ادامه حضور خواهر در تیم ملی-زدن دو دور با مینیاتوری که به آن خانوم کاراته کا اهدا شد
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد:صمد مرفاوی-بازیگر فیلم "چه کسی امیر را مربی کرد؟"
جوایز:پماد سوختگی بلورین جهت درمان سوختگی های قدیمی(حجم این جایزه زیاد بوده و دیگر دوستان نزدیک ایشان هم میتوانند استفاده کنند)-یک دستگاه پرایدو هاچ بک مدل 73-چرا(خ) عقب سالم جلو سمت شاگرد خراب.
بهترین بازیگر نقش مکمل زن: مادر جان شکوه-بازیگر فیلم حریم خصوصی "بازیگری که در پشت صحنه میخواند"
جوایز:دیپلم انتشار-هزینه عمل حنجره-لوح فشرده آهنگ های این یارو زن عربه
بهترین کارگردان:اخراجی های 2-بازیگران فیلم "مسعود دهنمکی"
جوایز:مرغ , سیمرغ و محض احتیاط تخم مرغ بلورین-تضمین فروش 2 میلیاردی-تضمین سوختن آنجای همشهری جوان بعد از پایان اکران
تقدیر ویژه:آشتیانی...چایی!
بخش بین الملل
بهترین بازیگر مرد:سین.میم.خاتمی-بازیگر کمدی کلاسیک "خوم درداد:دستمالی که قهوه ای بود"
 جوایز:کبریت بی خطر بلورین-2 گونی سیب زمینی پشندی
بهترین بازیگر زن: گاف.فراهانی-بازیگر فیلم "تو مجموعه دروغ ها دیدم که افغانی بودی آیشه یا عایشه!"
جوایز:سنگ قبر بلورین با رعایت موازین اخلاقی-هزینه جراحی فتق برای ب.رادان (مبتلا به فتق شدید ناشی از دوری از بهترین دوستش)
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد:افشین پیروانی-بازیگر فیلم "من به غلام یاد دادم"
جوایز:یک دستگاه وینگادا
بهترین بازیگر نقش مکمل زن:مکمل سوخت-بازیگر فیلم "بدتر گند میزد به موتور...جمعش کردن"
جوایز:همون پولی که به جیب زدن از فروشش کافیه
بهترین کارگردان:عسلاه تلب افراطی از قبایل گولا گولا-کارگردان فیلم "خیلی دور...خیلی قهوه ای"

جوایز:سفر استانی به قبایل گولا گولا بعد از رییس جمهور شدنم-مجوز ساخت قسمت دوم
بخش ویژه
یک عمر فعالیت طنز:امیر قلعه نویی
طنز تلخ:علی دایی
مستند طنز:فیلم کامل بازی پرسپولیس-پیام
جایزه افتخاری:دیپلم افتضاح به تماشاگران همین بازی در استادیوم
با تشکر از همه دوستانی که ما را در تهیه این جشنواره یاری نمودند.تا فطقی دیگر بدرود

 

+ زاييده ذهن محسن طيب - جمعه نهم اسفند 1387 - 11:51 |

با توجه به اینکه جشنواره فجر یکی از بزرگترین جشنواره های طنز در سطح جهانی است و خیلی از کارگردان های بزرگ جهان از جمله مسعود دهنمکی و اصغر فرهادی (بی شوخی) هر ساله فقط برای شرکت در آن فیلم میسازند اصلا عجیب نیست که شاهد جشنواره های طنزی که سعی در کپی برداری از این جشنواره موفق دارند باشیم.جشنواره هایی مانند اسکار , کن و یا گلدن گلاب و نیز ونیز!نگاهی گذرا به این جشنواره ها خود گواهی بر این مدعاست.برگزارکنندگان با استفاده از مجری های مثلا طناز و پوشانیدن لباس خواب به تن برگزیدگان و مدعوین مونث و در عین حال اجبار نمودن مردان به پوشیدن لباس رسمی سعی در بوجود آوردن پارادوکس پوششی دارند که خود به اندازه ی کافی گواه این مدعاست.اسامی این جشنواره ها هم که از کلمات اصیل ایرانی گرفته شده است و خود به خوبی گواهی بر این یکی مدعاست که فرهنگ و هنر ایرانی به همه جا صادر شده است.نام هایی چون اسکار که از کلمه ی اصیل "اسکل" گرفته شده است.ویا کن که یادآور "کنه" میباشد.گلدن گلاب هم که در صورت تلفظ صحیح همان گلدن گلابی خودمان است!
اما امسال جشنواره فیلم "فطق" که همزمان با جشنواره فیلم "فجر" برگزار شد حال و هوای دیگری داشت.این جشنواره که نخستین بار و به همت دفتر سینمایی جیم دال ب برگزار شد به مراتب کیفیت بالاتری نسبت به جشنواره ی فیلم فجر داشت و یادآور روزهای درخشش این جشنواره بود.روزهایی که یک چهره ورزشی از آن ها اینچنین یاد میکند:معذلت میخوام, یادش بخیل.هنگام مصاحبه با این چهره ورزشی یک چهره ورزشی دیگر هم آنجا بود که جشنواره فطق را اینچنین توصیف کرد:بنام خدا.من اگه بخوام از کسی الگو بگیرم اون فیروز کریمی و همین جشنواره فط(خ)ه...شما ببینید کل یوم طنزپردازا دوسش دارن و 360 درجه هم با فجر فرق میکنه.من هنوزم از کار اکبرپور تعجب میکنم.
اما برگزاری این جشنواره در رسانه های خارجی نیز بازتاب وسیعی داشت.که بدین شرح میباشد:
کارشناس بی بی سی:اگر این یک فتق اتمی باشد در صورت درمان نشدن عوارض بدی برای اسرائیل و شرق اروپا خواهد داشت.
فاکس نیوز:ایران با برگزاری جشنواره فطق یک گام دیگر به بمب اتم نزدیک شد.
سی ان ان:دیر یا زود خاور میانه هم به این فطق مبتلا خواهد شد.
العالم:شبکه پرس تی وی ایران به نقل از شبکه خبر این کشور اعلام کرد العالم هم مال ایران است بخدا
فردوسی پور کابل نیوز:چکار مکنه این ایران
شبکه پنج ایران در امارات:اگه میخوای شاد بشی-مثل گل ها وا بشی-بیا یه جا بشینیم-با هم فطق رو ببینیم
شبکه اراک که تلویزیون ما در تهران هم آن را میگیرد:از بینندگان تهرانی درخواست میکنیم حالا که نزدیکید جای ما هم فطق را نگاه کنند.
گفتنی است میلیون ها نفر همین الآن در سراسر دنیا صف کشیده اند که برای درمان فتق خود به دفتر جیم دال ب بیایند و این تنها گوشه ای از فواید مادی و معنوی فطق میباشد.منتظر گزارش های تکمیلی باشید.
توضیحات ضروری:سیو شاید همان سیب باشد ولی فطق همان فتق نیست.

ادامه دارد گویا...

یا امام رضا

 

+ زاييده ذهن محسن طيب - دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 - 22:43 |

در پی اعلام رسمی حضور سه باره خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب دولت دهم و نیز شرکت خطرناک برادر کروبی در همان انتخابات دفتر و اصلا خود شخص جیم دال ب احساس خطر نموده و در همین راستا ضمن صدور بیانیه ای, پاره ای (!!!) از تسهیلاتی که با رئیس جمهور شدنش ارائه خواهد نمود را اعلام نموده کرد...متن بیاینیه بدین شرح است:
ملت غیور ایران...سلام عیلکم
خوب هستید که به امید خدا؟چه میکنید با زحمت های ما؟محمد خاتمی حالت چطور است؟بگو دانم که احوالت چطور است؟کروبی جان تو که در خواب نیستی؟هنوزم فکر یک تبلیغ بیستی؟میگم پنجاه هزارت هم که خز شد!بی ارزش تر ز چیپس مزممز شد (ناچاری ادبی!)شما آیا دارید ز جیم دال ب نشان؟همانی که هست یار زحمتکشان؟درد عشقی کشیده اید که مپرس؟حالی از زلیخا پرسیده اید که مپرس؟(حال زلیخا به قرینه معنوی و البته آی کیویی شما حذف شده است)فلذا جیم دال ب شود پرزیدنت زور نزن!جون مادرت توهم و کلا از این قبیل چیزای ناجور نزن...با تشکر!

اما...رای دهنده ها برای شما تسهیلات ویزه ای داریم:
1.اجازه پرتاب کفش به سمت جیم دال ب در تمامی جلسات و نشست ها بدون محدودیت سنی
تبصره1:در جلسات رسمی که از تلویزیون یا هر جای دیگری پخش مستقیم میشود تعداد کفش های مجاز 3 عدد میباشد.
تبصره 2:در جلسات غیر پخش مستقیم تعداد کفش ها نامحدود و قابل انتقال به غیر میباشد.بدیهی است دهن پرتاب کننده هم به صورت روزشمار و بعضا قبل از سر رسید سرویس خواهد شد..
تبصره 3:خدائیش چقدر شبیه سیستم تعویض تو فوتبال شد...آخ آخ فوتبال!
تبصره غیرمنتظره 4:ببخشید ببخشید سلام بلادر!...اسم فوتبال رو بردی من نوعی خوشحال شدم...ایشالا به کمک خدا, زمین, ای اف سی,معذلت میخوام تماشاچیا, توپ جمع کنا, خانواده نوعی ومحترم رجبی و کلیه دست اندرکاران این مملکت امروز با کره متوقف میکنیم!
تبصره 5:یعنی چی متوقف میکنید آقای دایی؟
تبصره 6:!
2.هر سال در مراسم یادبودی از واقعه کوی دانشگاه به عنوان نماد "دو تا تخم مرغ دارم ولی نمیدونم به چه دردم میخورن" یاد شده و برای آن مرحوم و جبحه ی اسلاهاط گلابی هایی به آب داده خواهد شد به یاد دسته گل های که به فاضلاب داده شد.
تبصره:یکی از متون مشکوک به طرح سوال در کنکور امسال به دلیل عمق آرایه های ادبی بکار رفته شده بخصوص استعاره
3.با آمریکا و اسرائیل رابطه برقرار نموده و با تهیه سی دی های حریم خصوصی (!) دهانشان را برای همیشه خواهیم بست.
تبصره:در صورت استقبال به صورت دی وی دی نیز عرضه خواهد شد.
4.آنجلا مرکل , هیلاری کلینتون , کاندولیزا رایس و زلیخا در کلینیک های تخصصی جیم دال ب جوان تر شده و به معبد آمون جهت متاهل نمودن کاهنان و دست برداشتن از این خز بازی ها ارجاع خواهند شد.
تبصره:برای یوزارسیف برنامه ویژه ای داریم!
5.در راستای مراقبت از کیان مملکت در برابر سازمان های جاسوسی به خصوص موساد و زوصاد (!) با همکاری فردی معروف به کینگ کنگ سازمان جاسوسی و امنیتی کشور با نام "سین جیم د بیا" (سین جیم جیم دال ب سابق حالا بر وزن سیا) تشکیل میشود.
تبصره:جیم دال بیا , جیم دال ب , جیم جیم دال ب ,جیم دی بی , جیم دال ب نیوز و کلا هر چیزی که مخففش بشود جیم دال ب به هر زبان و در هر مکانی و به شرطی که معنی بدی ندهد تحت مالکیت معنوی جیم دال ب بوده و به کسی ربطی ندارد.

+ زاييده ذهن محسن طيب - چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 - 12:33 |